در کوچه پس کوچه های خیالی شهردلم تورا می جویم
در طلوع صبح،در شکوه بهاران ودر اوج و تمنای دلم تورا می جویم
در اشک های منتظرم ،در بی تابی های شبانه ام ،رسیدن به تو سر منزل آرزوهایم است
تو را میخواهم ......ای مهربان بخشنده وای فاضل کریم
در پیچ و خم جاده های زندگی دستانم را توانی نیرومند ببخش ووجودم را نیروئی عطا کن تا بیابمت
دلم بیقرار یاد توست و زبانم یک دنیا حرف های نگفته برایت دارد،چشمانم از فرط خجالت خیس گریه شده اند و روحم در بیتابی به سر میبرد .
ای پناه همه ی دلتنگی ها ............
دلم را پناهگاهی باش و وجودم را سرشار از یاد وخاطرت بگردان
و ای همیشه هستی من مهربان خدایم همیشه کمکم باش 
روزی اهل روستا تصمیم گرفتند برای بارش باران دعا کنند در روز مقرر همه گرد هم آمدند و فقط یک پسر بچه با خود چتر آورده بود
به این می گویند اطمینان
ایمان همچو کودکی یک ساله است که وقتی شما او را به هوا می اندازید ،می خندد .....چون میداند که شما او را خواهید گرفت
امید هر شب به رختخواب می رویم بدون هیچ تضمینی برای اینکه فردا صبح از خواب بیدار شویم ......با این وجود کلی برنامه ریزی برای آینده داریم
اطمینان کنید به خداوند ایمان داشته باشید وهیچ وقت امید خود را از دست ندهید