سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
درباره
منوی اصلی
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
تدبیر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
امکانات دیگر
آمار و اطلاعات

بازدید امروز : 33
بازدید دیروز : 89
کل بازدید : 203920
تعداد کل یاد داشت ها : 181
آخرین بازدید : 96/10/30    ساعت : 10:8 ع

  لشکر خوبان

هو الاول 
کتاب خوب بخوانیم
#لشکر_خوبان
بخش هائی از کتاب 


1- آنجا هر اتفاقی که می افتاد ،ما جز خدا یار و پناهی نداشتیم.حس میکردم بیش ازهمیشه به فقر ذاتی خودم واقفم.
بلم آرام وبیصدا پیش میرفت ومن ،مطمئن میشدم که وقت خوبیست برای بزرگ شدن از آن شب هایی که ره صدساله  در آن به قدر یک شب کوتاه میشود…گوئی رب العالمین به تمام ذره های جهان امر کرده بود سکوت کنید وبندگان مرا ببینید…
وزش باد اسفندی،صدای به هم خوردن نی ها،موج،صدای قورباغه ها و پرنده ه ها ،همه و همه هیچ بودند و فقط ما بودیم که آب را می شکافتیم تا به تکلیفمان عمل کنیم. همه چیزآنقدر آرام بود که فکرمیکردم در خواب غوطه ورم .فکر میکردم به جهانی دیگر پانهاده ام که انسان درآنجا به وحدت رسیده ومعنای خلیفه اللهی خویش را باز یافته است.

 

2- همه میدانستند که او (مهدی باکری) بیش از همه ،به بسیجی ها علاقه دارد

عطوفت و دل نگرانی اش نسبت به بسیجی ها از هر کار وکلامش هویدا بود

اما دقت و حساسیت اودر مواردی چون اسراف، آنقدر زیاد بود که حتی بسیجی های محبوبش را هم بازخواست میکرد.

از اینکه کسی کارهای او را انجام بدهد بسیار ناراحت میشد

به رغم مشغله ی بزرگی همچون فرماندهی لشکر ، کوچکترین کارهای شخصی اش را خودش انجام میداد.

 

  • 3- در نبرد قهرمانانه ی سوسنگرد ،به فرماندهی علی تجلایی نیروهایی کمتر ازسی نفر در مقابل چند لشکر مهاجم به سوسنگرد پایداری کردند!

  • 4- وصیت نامه اش را برداشتم و خواندم:
  • ساعت های آخرعمر من است.لحظه به لحظه به خدا نزدیکتر میشوم. دراین مدتی که درجبهه بودم دریافتم که بهترین،سریعترین و نزدیکترین راه رسیدن به خدا شهادت است.... گریه امانم نمیداد،رشک اشک های دیروز قهرمان،وجودم را آکنده بود،با چه اطمینانی ازشهادتش نوشته بود و چه فلسفه ی زلالی درکلامش موج میزد.

5-محمدشمس قبل از رسیدن به ساحل و در  درون آب،با تیراندازی کور دشمن مجروح شده  و برای اینکه سروصدایش توجه دشمن راجلب نکند،ازدوستش خواسته بود تا سر او را زیر آب فشار دهد ،او مظلومانه و بی صدا جان داده بود....

 

6-ترکش ،گلویش را دریده بود.او سعی کرده بود لباس غواصی اش را از تن درآورد تا شاید از فشارلباس کم شود....اما درهمان حال به شهادت رسیده بود...

 

7-در جریان شناسایی و عبور از اروند وحشی،ما فقط با دشمن روبرو نبودیم ،بلکه عملیاتی که در پیش داشتیم ،عرصه ی نبرد و غلبه ی ایمان و اراده ی انسان برطبیعت بود. ...

 

 

  • سؤال ؟!
  • حرکت برخی مقامات مسئول انقلاب، از کجا به کجا رسیده؟!
    .
    ما کجای قطار انقلاب ایستاده یا نشسته ایم؟و مشغول چه هستیم؟

  • پ.ن ؛ 
    من حسینیه  را حسینیه نمی دانم ،مگر اینکه دلاورانی را برای نبرد با دشمن اسرائیلی فارغ التحصیل کند.
                                                                                             (امام موسی صدر)

                                                                                        التماس دعا







       مطلب قبلی : حب الحسین هویتنا ...




+ باسلام و عرض تسلیت ایام شهادت اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران باوفایشان ...تغییر نام کاربری بنده از "مدیونم به شهدا"به "اندیشه ی شهدا"...یاعلی ..التماس دعا



+ "مرگ گردنگیر فرزندان آدم است؛ همچون گردنبند بر گردن دختر جوان." این سخنانی بود از امام حسین علیه السلام که "جهاد عماد مغنیه" آن ها را در سالگرد شهادت پدرش حاج عماد مغنیه بیان کرد.



+ * ای شهیـــد * بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست .. آه ، بیتاب شدن عادت کم حوصله هاست .. مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب دردلم هستی و بین من و تو فاصله هاست ... آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال؛ وقتی قفس پرزدن چلچله هاست... بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست ... باز می پُرسمت از مسئله ی دوری و عشق و سکوت تو جواب همه ی مسئله هاست....



+ آقا سید راه گم کرده ام ؛ مرا یارا و توانی نیست برای بال گشودن تا افقی بی نهایت ، رو به سوی معبود مهربان ... ای بزرگ شده دستانم نیازمند ترحمی از جنس نور تو شده ... به زلالی ات سوگند؛ شستشو ده ناخالصی هایم را ... مرا صعود ده به بینهایت ها... آقا سید دعامون کن ... سالروز شهادتت مبارک ... *شهید سیدمحمود موسوی متولد1360از شهدای یگان صابرین* *اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم*



+ محمد جان ... آسمان میخواهــــــــــــم .. چندیست نامهربانانه کدر شده ام ... مرا به ابدیت رهنمون شو ای بزرگ شده ... * بگذار اوج بگیرم...* سالروز شهادتت مبارک .. *شهید محمد منتظرقائم(ایمان غلام نژاد) متولد1363از شهدای یگان صابرین...تاریخ شهادت1390/06/13* التماس دعا



+ پــرواز ،بدون بال و پر میخواهـــم ... یک گوشه ی چشم ، یک نظر می خواهــم... ایکـــاش بـــــرای تو بمیـــــــرم بی بی "سلام الله علیها" * من یکـــ بدن بدون سر میخواهــــــــم ....*



+ جوانی طعنه زد بر سرفه هایش... " برادر،ترک کن سیگار خود را ". او با خود زیر لب،آرام می گفت: " توتون باگاز خردل فرق دارد." *سلامتی جانبازان شیمیائی صلوات* *اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم*



+ *فاصله ها را بردار ...* یارای ماندنم نیست ... *دلم معجزه میخواهد ای شهید...* یاری ام ده ... شهادتت مبارک ... من را نیز دعاکن ای آسمانی افلاکی ... *شهید صمد امیدپور،متولد 1364از شهدای یگان صابرین،تاریخ شهادت1390/06/13)*



+ *زمینگیر شده ام ای شهیــــــــد ...* دستی بیاور به سویم نیز و ما را از این فساد و تباهی نجاتی ده ... *شهید علی بریهی متولد 1364 روستای میثم تمار ،از شهدای یگان صابرین*



+ *می شود کمی هم مرا دعاکنی ای شهید ....* آسمانی شدنت مبارک محمد جان ( 13 شهریورماه سالروز شهادت شهدای یگان صابرین گرامیباد). *شهید محمد محرابی پناه متولد 1364*